هیچ کجا خونه نمیشه
به خونه برگشتم ساکم هنوز توی ِ دستمه ،مثل همیشه اوّل میرم آشپزخونه و پای ِ مبارکم رو میزارم توی ِ دریاچه ای از آب !!و من باز خونسردم .کی گفت به خانم های مالائی حسودی میکنه ؟حرفش رو پس بگیره :)))))حال و روزم بسیار دیدنی است یک چمدان پر از لباس های کثیف و یک دریاچه ی مصنوعی سال خرگوش است و همینطور می پریم ولی باز هم سر ِ حرفم هستم هیچ کجا خونه نمیشه
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط آنا
|
آنا به زبان آذری یعنی مادر