دير است ديگر بگذار برای وقتی که از آنجا به خانه برگشتيم باد شمال میگويد نَمنَم بارانی که بيايد همهی دنيا مال خودمان میشود حتی شبپَره، خَطمی، ماه ارغوان و عطرِ هر چه خوشست بيايد بگذار همسايهها خواب يک انارِ نو رسيده ببينند چه عيبی دارد!؟ ما که راه دور باغهای بالا را بهتر از هر کبوتری بلديم پس نگران چه هستی؟ هوا خوش است من از خورجين ماه مشتی گندم و ترانه برداشتهام تو هم برای پيراهنت تکمهی کوچکی از خواب ستاره بچين حيف است اين همه حرف باشد وُ از تو و ترانه و روشنايی نباشد باد شمال هميشه از سمت شمال میوزد گول نخوری