وقتی با کلاس می شویم
و ماجرا شر وع شد.
دخترم: اِ؟! پس منم خانمم من حساب میکنم.
پسرم : نخیر اصلا از اصول ِ این کارا خبر نداری چطور حساب میکنی؟
د : اِ ؟خودت چطور حساب میکنی از مامان پول میگیرم ،میدم به آقا
پ: هه؟ خانمو ؟اینجا آقایون حساب میکنن
د: کی گفته ؟مامــــــــان ؟اینو ببین
پ: مـــــامــــــان به این دخترت یاد بده هرجایی چطوری باید رفتارکرد.
د: اِ؟؟مامان می بینی ؟من خیلی هم خانمم .معّلمم گفته
پ: دیدی دیدی خودت میگی خانمی !!اینجا آقایون حساب میکنن .یعنی من ؟
د: مامان ؟؟؟؟ اصلا بزرگترا حساب میکنن .مامان بزرگتره
پ: مامان خانم من دستمو میبرم بالا به آقا میگم لطفا صورت حساب ،شما چیزی نمیگی
د: پس پولو بدین به من ، بدین به من
.
.
.
آنقدر توی این کافی شاپ کلاس گذاشتیم که حد نداشت .
آنا به زبان آذری یعنی مادر